السيد الخميني
302
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
حبسها ، با اين زجرها ، با اين اهانتها ، با اين فحشها و براى اين مملكت يك استوانهاى هستيم ؛ ايستادهايم اينجا . اگر خداى نخواسته يك چيزى ، يك خطرى براى اين مملكت پيش بيايد ، ما ايستادهايم در مقابلش و نمىترسيم . آخوند مىايستد ، شما فرار مىكنيد اين آقايانى كه مىگويند كه ما مملكت را مىخواهيم حفظ كنيم ، ما چطور هستيم و كذا هستيم ، شما يادتان نيست كه وقتى كه متفقين آمدند اينجا ، چطور فرار كردند اين بيچارهها از تهران تا به يزد . اگر يك آخوند پيدا كرديد فرار كرده ، يك آخوند ، يك آخوند . آن روز كه در بالاى تهران طيارهها راه افتاده بود و مردم را مىترساندند ، من تهران بودم ؛ خدا رحمت كند مرحوم آقا شيخ حسين قمى - رضوان اللَّه عليه - با ايشان در آن ميدان شاپور ، آنجاها بوديم ؛ ايشان سبيلش را چاق كرده بود « 1 » با كمال طمأنينه ، اصلش كأنه خبرى نيست من هم مثل او ، هيچ ابداً ، كأنه خبرى نيست . اين بيچارهها ، اين نظاميهايى كه مىگويند اين قدر ما كذا هستيم و كذا هستيم و براى مملكت چه مىكنيم ، اينها وقتى كه پاى استفاده و پاى بردن منافع و پاى زورگويى هست ، اين طورند . خدا نكند كه يك روزى يك ورقى برگردد ؛ اول كسى كه فرار كند همين نشاندارها هستند ، و ما هستيم الحمد للَّه اينجا تا آخرش ؛ مگر اينها بيايند بگيرند ما را ببرند ، ما باز هستيم . دين عليه دين اين دانشگاه اسلامى كه آقايان مىخواهند درست كنند نه اينكه خيال كنيد با اسلام آشتى كردهاند ، خير ، قضيهء قرآنى است كه سر نيزه كردند در مقابل امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - با حربهء قرآن معاويه ، امير المؤمنين را شكست داد ؛ با حربهء قرآن ، و الّا چند دقيقهء ديگر ، چند ساعت ديگر اگر مانده بود ، آثارى از بنى اميه نمىماند ، لكن حيله كردند ، قرآن آوردند [ كه ] ما مُسْلم ، شما هم مُسلم ، أشهد أن لا إله الا اللَّه ؛ اين قرآن . اين خوارج بدبخت احمق ، مقدس احمق ، كه امام را نشناخته بود [ ند ] ، هر چه حضرت امير
--> ( 1 ) - سبيل نام نوعى چپق است كه بيشتر در عراق متداول بوده است .